سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
رضوانه
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 96 اسفند 24 توسط رضوانه | نظر

بسم الله ...

ساعت از دو نیمه شب گذشته بود. دختر کوچولوش تازه چشماش سنگین شد و به خواب عمیقی فرو رفت.

خسته از یک روز پر کار سرشو گذاشت روی بالش. چند روز بود که صدای ساعت کوکی را نمیشنید و نماز صبحش قضا میشد. به همسرش گله کرد که چرا صبح برای نماز بیدارم نمیکنی؟ جواب شنید انقدر خوابت سنگینه هر چی صدات میزنم بیدار نمیشی.

دلش خیلی گرفته بود. خدایا خودت میدونی شبها چقدر خسته ام و این بچه دیر میخوابه. فکرشم نمیکردم این بچه باعث بشه نماز صبح من قضا بشه. خدایا خودت کمک کن صبح بیدار بشم برای نماز...

غرق خواب بود که نوازش دستهای کوچولوی دخترش روی صورتش را حس کرد. آروم در گوشش گفت مامان مامانی جونم من تشنمه آب میخوام.

با شنیدن صدای دخترش بیدار شد، ولی خیلی سرش سنگین بود میخواست زودتر دوباره خوابه. نگاهش به ساعت که افتاد دید پنج دقیقه به اذان صبح باقی مانده.

فرشته کوچولویی که فکر میکرد باعث قضا شدن نماز صبحش شده، بیدارش کرده بود. گویی مأمور از طرف خداوند بود که تلنگری به مادرش بزنه...

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده اند: « اِنَّ الْوَلَدَ الصّالِحَ رَیْحانَةٌ مِنْ رَیاحینِ الْجَنَّةِ »

فرزند شایسته ، گُلى از گل هاى بهشت است.

( اصول کافی، ج6، ص10 )





طبقه بندی: فرزند،  فرشته،  نماز
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.